السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

72

تفسير الميزان ( فارسي )

حساب را در دست داشته باشند . پس همانطور كه مشترك بودن شب و روز در آيت بودن باعث نمىشود كه در حركات و تقلبات هم مشترك باشند ، بلكه حركات و تقلبات مخصوص روز است ، همچنين اشتراك اعمال خير و شر در اينكه هر دو به اذن خدا صورت مىگيرند ، و خداوند قدرت انجام آنها را به آدمى داده باعث نمىشود كه بگوييم ارتكاب هر دو جايز است ، بلكه جواز انجام و ارتكاب از خواص عمل خير است ، و عمل شر از آن سهمى ندارد ، پس آدمى نبايد هر چه كه برايش پيش آمد بكند ، و يا هر چه كه دلش خواست انجام دهد ، و به اين معنا اعتماد و استدلال كند كه هم آزادى طبيعى دارم ، و هم خداوند قدرت انجام آن را به من داده است . از آنچه گفته شد فساد گفتار بعضى « 1 » روشن مىشود كه گفته‌اند آيه مورد بحث در مقام استدلال و اثبات توحيد است ، به اين بيان كه شب و روز و اختلافاتى كه بر آن دو عارض مىشود و بركاتى كه از ناحيه آن اختلافات پيدا مىكنند از نشانه هاى توحيد است . زيرا دلالت شب و روز بر توحيد دليل بر اين نمىشود كه آيه هم بخواهد همان را افاده كند ، و در هر سياقى كه قرار داشته باشد دليل بر توحيد به حساب آيد . و اينكه در ذيل آيه فرمود : * ( « وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناه تَفْصِيلًا » ) * اشاره است به تميز موجودات ، و اينكه در خلقت هيچ گونه ابهام و اجمالى نيست . * ( « وَكُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناه طائِرَه فِي عُنُقِه » ) * . در مجمع البيان گفته : « طائر » در اينجا عمل انسان است ، و عمل آدمى را به طائرى تشبيه كرده است كه از چپ به راست پرواز مىكند كه عربها آن را به فال نيك مىگيرند ، و يا از راست به چپ مىپرد و آن را به فال بد مىگيرند ، آرى مرغان در عرب دو حال داشتند يا از طرف چپ مسافر به طرف راست وى پرواز مىكردند كه آن را سانح مىناميدند ، و يا طرف چپ خود را در برابر طرف راست ايشان قرار مىدادند ، و آن را بارح مىخواندند و اصل اين نامگذارى اين بود كه مرغ اگر سانح بود تيرانداز به سهولت مىتوانست صيدش كند ، ولى اگر بارح بود نمىتوانست نشانه بگيرد . ابو زيد مىگويد : هر حيوانى ( اعم از مرغ ، آهو و يا غير آن ) در حال حركت ديده مىشد آن را طائر مىناميدند « 2 » .

--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 164 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 403 .